|
حرف دل برای تازه شدن دیر نیست
| ||
|
پایان پ ن : تو این مدت خیلی خوش گذشت . پ ن : دوستایه خوبی پیدا کردم . پ ن : فرصت کنم حتما بهتون سر میزنم . پ ن : برای همه بهترین ها رو آرزو دارم . پ ن : بای بای [ پنجشنبه چهارم اسفند 1390 ] [ 10:22 ] [ هانیه ]
۲۹/۱۱/۱۳۹۰ روز خوبی بود . ۳۰/۱۱/۱۳۹۰ بازم خوب بود ( ولی , ولی . . . ۰۱/۱۲/۱۳۹۰ . . . [ یکشنبه سی ام بهمن 1390 ] [ 20:42 ] [ هانیه ]
ميگويند حدود ٧٠٠ سال پيش، در اصفهان مسجدي ميساختند. روز قبل از افتتاح مسجد، کارگرها و معماران جمع شده بودند و آخرين خرده کاري ها را انجام ميدادند. پيرزني از آنجا رد ميشد وقتي مسجد را ديد به يکي از کارگران گفت: فکر کنم يکي از مناره ها کمي کجه! کارگرها خنديدند. اما معمار که اين حرف را شنيد، سريع گفت : چوب بياوريد ! کارگر بياوريد ! چوب را به مناره تکيه بدهيد. فشار بدهيد. فششششششااااررر...!!! و مدام از پيرزن ميپرسيد: مادر، درست شد؟!! مدتي طول کشيد تا پيرزن گفت : بله ! درست شد !!! تشکر کرد و دعايي کرد و رفت... کارگرها حکمت اين کار بیهوده و فشار دادن مناره را پرسيدند ؟! معمار گفت : اگر اين پيرزن، راجع به کج بودن اين مناره با ديگران صحبت ميکرد و شايعه پا ميگرفت، اين مناره تا ابد کج ميماند و ديگر نميتوانستيم اثرات منفي اين شايعه را پاک کنيم... اين است که من گفتم در همين ابتدا جلوي آن را بگيرم ! پ ن : بهتره مواظب شایعه هایی که ممکنه بندازن دنبالمون باشیم .
[ جمعه بیست و هشتم بهمن 1390 ] [ 16:56 ] [ هانیه ]
یادمان باشد همیشه : ذره ای حقیقت پشت هر " فقط یه شوخی بود " کمی کنجکاوی پشت " همینطور پرسیدم " قدری احساسات پشت " به من چه اصلا ... " مقداری خرد پشت " چه میدانم " و اندکی درد پشت " اشکال نداره " وجود دارد .
[ دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390 ] [ 22:20 ] [ هانیه ]
میلاد حضرت رسول اکرم (ص) محمد مصطفی و امام جعفر صادق (ع) رو به همه تبریک میگم , عید همتون مبارک . یه حدیث قشنگ از پیامبر بگم : هر زنی که این چهار عمل را انجام دهد درهای بهشت بر روی او گشوده می شود : *نمازهایه پنجگانه خود را بخواند . *روزه هایه واجب خود را بگیرد . *تمکین کند . *کارهایه خانه را بدون چشمداشت و با رضایت انجام دهد .
[ پنجشنبه بیستم بهمن 1390 ] [ 23:3 ] [ هانیه ]
مگسي را کشتم نه به اين جرم که حيوان پليديست، بد، است و نه چون نسبت سودش به ضرر يک به صد است طفل معصوم به دور سر من مي چرخيد به خيالش قندم يا که چون اغذيه ي مشهورش، تا به آن حد، گَندَم اي دو صد نور به قبرش بارد مگس خوبي بود من به اين جرم که از ياد تو بيرونم کرد مگسي را کشتم مرحوم حسين پناهي
[ دوشنبه هفدهم بهمن 1390 ] [ 16:49 ] [ هانیه ]
. . . دلم می خواهد بدوم تا ته دشت , بروم تا سر کوه , دورها آوایی ست که مرا می خواند . . . دل نامه : خیلی خوشحالم . آرزو نامه : آرزو می کنم همه مثل من خوشحال و شاد باشن .
[ جمعه چهاردهم بهمن 1390 ] [ 20:41 ] [ هانیه ]
سلام می خوام درمورد یه چیزی حرف بزنم که متاسفانه الان خیلیا درگیرشن , بدون اینکه به بد بودنش پی برده باشن , شایدم پی بردن ولی خودشونو زدن به کوچه ی . . . پستی که با عنوان " تیکه استاد . . . " گذاشتم خیلی اتفاقی مقدمه ی این بحث شد . خیلی از آدما نسبت به همه چیز اعتراض دارن , خیلی هاشونم اهل مسخره کردنن , خیلی هایه دیگه هم اهل تحقیر کردن , خیلی ها هم . . . و خیلی ها هم اینا رو با هم دارن و متاسفانه پیش میاد که برای یه موضوعی همه ی اینا رو با هم قاطی می کنن و بعدشم شروع می کنن به نطق کردن , حالا این نطق ممکنه مؤدبانه باشه و یا . . . اما چیزی که تو این نطق کاملا مشخصه اینه که این نطق هیچ هدف مثبتی رو دنبال نمی کنه . خیلی ها هم ممکنه یا با وجود این خصلت ها یا بدون وجود این خصلت ها , حرفایی رو به زبون بیارن که فکر می کنن حرفایه باب جامعه است و با گفتن این حرفا می تونن خودی نشون بدن . یه سری آدما هستن که کلا دوست دارن همه چیزو زیر سوال ببرن , همه چیزو , ولشون کنی به خدا هم . . . چه برسه به بنده خدا . پ ن : چرا ماها اینجوری شدیم ؟؟؟!!!
[ سه شنبه یازدهم بهمن 1390 ] [ 14:51 ] [ هانیه ]
برا سلامتی بچه هایه یکی از دوستام دعا کنید .
[ جمعه هفتم بهمن 1390 ] [ 11:17 ] [ هانیه ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||